تعریف هنر

در بررسی هنر در دوران اولیه تاریخ، ابتدا باید مشخص کرد که آیا تعریف ما از هنر با تعریف گذشتگان یکی است یا خیر ؟آیا انسان های اولیه ،هنر را برای تزئین ودکوراسیون به کار می بردند ؟ آیا نقاشی روی دیوار غارها برای تزئین دکوراسیون غار ها بوده و یا علت دیگری داشته است؟ گامبریج در کتاب <تاریخ هنر > اینگونه بیان می کند:

<<اگر معنای هنر را فعالیت هایی چون ساختن معبد و خانه ها ،آفریدن تصویر ها و تندیس ها ،یا بافتن نقش و نگاره ها بدانیم هیچ مردمی در هیچ نقطه جهان نیستند که عاری از هنر باشند.ولی اگر مردمان از هنر گونه ای از تجملات زیبا ،اشیا روح نواز موزه ها و نگارخانه های یا تزئینات ، دکوراسیون داخلی گران بهای مهمانخانه ها و جز اینها باشد ،باید بدانیم که واژه هنر به این مفهوم ،دیر زمانی از تداولش نمیگذارد و بسیاری از بزرگترین معماران ،نقاشان و مجسمه سازان روزگاران گذشته ،هیچگاه تصوری از آن در ذهن نداشته اند .>>

برای بهتر فهمیدن ذهنیت و دید انسان های اولیه به هنر ، گامبریج بهترین راه را توجه به هنر معماری کاربردی تر است به این دلیل که نمی توان ساختمانی را پیدا کرد که تنها به عنوان اثری تزئینی ساخته شد باشد و هیچ کاربرد دیگری نداشته باشد.بنابراین می توان گفت که دیدگاه انسان های اولیه نسبت به هنر ،با دیدگاهی که ما داریم متفاوت بوده است.در مورد نقاشی و هنر های دیگر نیز همین نگرش حاکم است. به عنوان مثال در حوزه ی نقاشی ،اشکالی که بر دیواره ی غار ها کشیده میشد ه شامل انسان در حال شکار ، حیوانات شکار شده و یا تعداد زیاد حیوان بوده که نشان می دهد نقاشی ها جنبه تزئینی نداشته و فقط به دلیل اعتقادات جادویی انسان ها کشیده شده اند.که این شاهدی دیگر بر اثبات این ادعاست که نقاشی ها تزئینی نبوده اند.